خاطرات زایمان
7بهمن ساعت 5 صبح پاشدیم هراس کوچیکی توی دلم بود و با مامان جون و خاله افسونو بابایی رفتیم سمت بیمارستان و قبلش بابایی یک دور از حرم زد و با هزار تا دعا و امید و ارزو رفتیم بیمارستان ، قبل از من فقط یک نفر اومده بود چیزی نگذشت که بخش شلوغ شد و مامانای زیادی اومدند ،و ما هم مشغول فرم پرکردن و سوال و جواب و اموزش شیردهی و...شدیم ،همه دور هم بودیم و صحبت می کردیم که کم کم دکترا رسیدند و مامانای دو سه تا دکتر دیگه یکی یکی رفتند اتاق عمل ،یک چیزی حدود یک ربع که گذشت یک دفعه صدای گریه نوزاد شنیدم اول فکر کردم از خارج بخشه ولی دیدم پرستارا یکی یکی بچه بغل دارن می یان ،اتاق ریکاوری دقیقا روبروی تخت من بود ،باورم نمی شد نی نی هایی که تا چند دقیق...
1ماهگی
اولین ماهگرد تولد
تبریک مامان
نی نی ناز و ملوس سلام بالاخره به دنیا اومدی .خوش اومد ی عزیزم ،برات بهترینها رو ارزومندم ...
نی نی به دنیا اومد
شب اخر
نی نی ناز و ملوس ، امشب اخرین شبیه که توی شکم مامانی، با مامانی ،قلب کوچولوت با قلب مامان یک جا میزنه ،پاهای کوچولوت رو تو شکم مامانی جمع می کنی و باز می کنی .کوچولو روزای خوبی بود روزای یکی بودنمون روزای شیرینی بود به طوری که هیچ عجله ای برای تموم شدن این دوره نداشتم و هنوز هم ندارم ،خوشحالم که فردا می یای می دونم که حضورت اونقدر بزرگه که همه زندگی منو حتی این روزا رو زیرو رو می کنه اما هنوز تا الان،این 8ماه و 23 روزبرام با تموم روزهای زندگیم فرق داشته و می خوام این اخرین لحظات هم فقط این لحظاتو درک کنم نی نی ناز روزای خوبی بود مرسی از اومدنت ،مرسی از حضورت ،مرسی از این که تو جواب مامانی رو زود دادی و اومدی به دنیاش ،مرسی به خاطر همه خوب...
نویسنده :
نیرا
23:18
یک ماه مونده (30 روز)
سلا م نی نی فقط یک ماه مونده که پیش ما بیای که امیدوارم به خیر و خوشی بگذره . امروز صبح زود که باز از شدت درد، پا شدم تا کمی روی صندلی بشینم ، متوجه شدم که بر عکس روزای دیگه تکون نمی خوری ،دستمو رو شکمم گذاشتم ،پاهامو جمع کردم ، لبه تخت نشستم ، روی تخت نشستم ، پاهامو صاف کردم ، خلا صه هر کاری که تو خوشت نمی یاد و فوری عکس العمل نشون میدی رو امتحان کردم ولی دریغ از یک تکون ،یک لرزش ،بدجورترسیدم ،شکمم سرد شده بود ،یخ کرده بود ،ترسناک شده بود ، زدم زیر گریه خدایا نی نی من چی شده ؟ بابا روی کاناپه توی هال خوابیده بود خواستم بیدارش کنم بریم بیمارستان ،اما قبلش دویدم و دو تا قند خوردم ،لرزش کوچی...
نویسنده :
نیرا
21:56
یک هفته
نی نی ناز و ملوس یک هفته مونده تا بیای و تموم دنیا ی مامانو پر کنی ...
نویسنده :
نیرا
17:05
بدون عنوان
جامپر انتخاب مامان تشک بازی انتخاب بابا انتخاب مامان(باهم سوار می شیم می ریم ددر) انتخاب بابا(برای راحت تر کردن وظایف پدری ) انتخاب بابا انتخاب مامان انتخاب بابا ...





